4 سوال مهم که باید هرسال از خودتان بپرسید و بدنبال پاسخ آن باشید

4 سوال مهم که باید هرسال از خودتان بپرسید و بدنبال پاسخ آن باشید

در ماه‌های ابتدایی سال 1397 قرار داریم و هنوز زمان زیادی تا پایان سال مانده است…
معمولاً در اواخر سال همه ما به خودمان میگوییم که در سال جدید قصد داریم تا جهشی بزرگ انجام دهیم و به هدف‌های که تاکنون نرسیده‌ایم دست یابیم.

شاید چند فکر مختلف در ذهن شما باشد که هدف‌هایتان را تشکیل دهد.

از ایجاد یک کسب و کار جدید گرفته تا موفق شدن در تحصیلات و یا فراگرفتن یک زبان خارجی… با این حال هنوز در یک شرایط نامشخص قرار گرفته‌اید و هیچ کدام از اهدافتان را پیگیری نکرده‌اید.

بزرگان می‌گوید سر انسان، گورستان اهداف است و اکثر مردم آرزوهای خود را بیش از امتحان کردن همان‌جا در ذهنشان می‌کشند. اما آیا شما هم‌چنین هستید؟

سال‌ها از عمرتان گذشته و هنوز نتوانسته‌اید حتی به یکی از اهداف زندگی خود برسید؟ مشکلی نیست.

اما شما چه زندگی را می‌خواهید؟
یک زندگی معمولی سطح پایین یا یک زندگی درجه یک ؟

اگر شما می‌خواهید اجازه ندهید که گذشته شما معرف شما باشد و چشم به آینده دارید، پس بهتر است در همین ابتدای سال 4 سؤال مهم را از خودتان بپرسید تا مشخص شود که چقدر خواهان رسیدن به اهداف درون ذهن خود هستید.

 

سوال اول: دقیقاً قصد دارید پایان سال به کجا رسیده باشید؟

برخی از مردم هستند که معمولاً تلاش خوبی انجام می‌دهند اما بازهم در پایان سال هیچ موفقیتی را به دست نمی‌آورند. معمولاً مهم دلیل این اتفاق فقدان یک جهت روشن است.

معمولاً ما مشخص نمی‌کنیم که دقیقاً می‌خواهیم کجا باشیم و دقیقاً باید از چه مسیری عبور کنیم. این بی برنامگی سبب می‌شود تا تلاش‌های ما بی نتیجه بماند.

ما ایرانیان اغلب اعتقادی به نقشه راه نداریم و همین‌طور پیش می‌رویم توکل به خدا !
هدفتان را یک خانه فرض کنید، آیا می‌شود بدون نقشه و مسیر خانه ساخت؟ آیا می‌شود بدون اینکه در ابتدا روی کاغذ مشخص شود خانه چه شکی دارد در پایان به همان خانه رسید؟

اولین چیزی که باید مشخص کنید این است که یک عنوان به دست بیاورید و بنویسید:

  • من در پایان سال می‌خواهم مدرک زبانم را گرفته باشم
  • من در پایان سال می‌خواهم مغازه‌ام را راه‌اندازی کرده باشم

و….

 

 سوال دوم: منابع این کار را کجا باید پیدا کنم؟

ما بارها به خودمان میگوییم که منابع لازم برای رسیدن به هدفمان را نداریم. ما پول نداریم، وقت نداریم، حال نداریم، توانش را نداریم، علمش را نداریم، استعدادش را نداریم و …..

در واقع این حرف‌ها درست است زیرا منابع ما انسان‌ها محدود است اما چیزی که به آن باید توجه کرد این است که می‌شود منابع را به دست بیاورید. خب حالا باید جواب سؤال اول (دقیقاً قصد دارید در پایان سال کجا رسیده باشید) را با جواب سؤال دوم کامل کنید. ببینید چه چیزهایی نیاز داری و بعد مشخص کنید که آن چیزها را باید چطور تأمین کنید

مشخص کردن هدف – منابع مورد نیاز – روش‌های تأمین منابع

مثال:

  • هدف: گرفتن مدرک زبان
  • منابع: زمان 2 ساعت در روز – پول ماهیانه 100 هزار تومان
  • تامین منابع: برای 2 ساعت در روز از خیابان گردی می‌گذرم- برای پول ماهیانه پس انداز می‌کنم و رستوران غذا نمی‌خورم

مثال بالا یک توضیح ساده است، کافی است شما از این فرمول برای مشخص کردن منابع خود استفاده کنید.

 

سوال سوم: این هدف چه چیزهایی را برای شما به ارمغان می‌آورد؟

یکی از مهم‌ترین موتورهای محرک برای کار بی وقفه و تلاش در جهت رسیدن به یک هدف این است که از پاداشی که در انتظارمان است مطلع شویم. به همین دلیل بعد از آنکه هدفتان را مشخص کردیم، ببینید که این هدف چه چیزهایی را برایتان به ارمغان می‌آورد.

زندگی شما چقدر بعد از کسب این موفقیت تغییر می‌کند؟ چه چیزهایی که تاکنون نداشته‌اید به شما اضافه می‌شود. حتماً فهرستی از چیزهایی که بعد از رسیدن به هدف نصیبتان خواهد شد رو تهیه کنید و جای نصب کنید که همیشه ببینید. پول، موقعیت اجتماعی، رفاه، تحسین دیگران.

گاهی زندگی خود را با این چیزها تصور کنید. واقعاً لذت بخش است. مرور این‌ها می‌تواند انگیزه درونی شما را برای رسیدن به هدفی که انتخاب کرده‌اید دو چندان کند.

 

سوال چهارم: وضعیت محیطی مرتبط با هدف من در پایان سال چگونه است؟

یکی از سؤالات مهمی که باید قبل از شروع پروژه باید از خودتان بپرسید این است که آیا در پایان سال شرایط محیطی با هدف شما سازگار خواهد بود؟ یعنی اینکه در طول این مدت وضعیت اقتصادی، سیاسی و اجتماعی شما با هدفتان منافاتی ندارد.

مثلاً اگر کار شما به دلار بستگی دارد آیا قیمت دلار تا پایان سال چقدر تغییر خواهد کرد؟
یا مثلاً چیزی که در دست طراحی دارد امکان فیلتر شدن آن وجود دارد یا خیر؟

در ایران متأسفانه به دلیل عدم ثبات در تصمیم‌گیری و شرایط ناپایدار اقتصادی، تغییرات فراوانی رخ می‌دهد که هیچ کدام دست شما نیست. پس قبل از شروع پروژه ببینید که چقدر کار شما ممکن است با این شرایط ناپایدار مواجه شود.

سعی کنید درصد انعطاف پذیری برای آن در نظر بگیرید تا در صورت وقوع چنین اتفاقاتی غافلگیر نشوید.

 

سوال پنجم: اگر برنامه‌ام جواب نداد چه باید کنم؟

وقتی ما یک برنامه برای اجرا را طرح‌ریزی می‌کنیم کار عاقلانه این است که از خودمان بپرسیم اگر جواب نداد چه کار کنم؟ این یک سؤال مهم است. برای اینکه شما در پایان سال غافلگیر نشوید بهتر است که حتماً یک پلن B داشته باشید که در صورت شکست، آن را اجرا کنید.

باید تمام راه‌هایی که قابل اجرا است را روی کاغذ بیاورید. همه مسیرهایی که می‌تواند جایگزین شود. گاهی هم شکست شما موقتی خواهد بود و با کمی اصلاح می‌توان کار را برای سال آینده ادامه داد. در این صورت باید سؤالات جدیدی از خودتان بپرسید.

مثلاً اینکه

  • چرا برنامه‌ام موفق نشد؟
  • چه ایراداتی در کار بود؟
  • چه بخشی از کار را اشتباه عمل کردم؟
  • چه بخشی را درست پیش‌بینی نکردم؟

اگر بتوانید به خوبی و صادقانه جواب این سؤالات را از میان رفتارهایتان در مسیر رسیدن به هدف پیدا کنید آن‌وقت خواهید توانست تا اشکالات را برسی کرده و برای ادامه مسیر یک نقشه جدید را طراحی کنید که مشکلات گذشته درون آن وجود نداشته باشد.

آی نوتی مشاهده پست های زیر را به شما پیشنهاد می کند

بازاریابی و فروش

۶ روش موثر حفظ مشتری

بازاریابی و فروش

چگونه مشتریان را حفظ کنیم

بازاریابی و فروش

اصول موفقیت در بازاریابی تلفنی

بازاریابی و فروش

ایده-های انقلابی از کجا و چطور به ذهن افراد موفق و ثروتمند میرسد

0 نظر تایید شده برای این پست

    نظر شما چیست ؟